الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
20
ضياء القلوب ( فارسى )
الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ « 1 » . يعنى : هرآينه اگر رجوع كنيم به مدينه هرآينه بيرون مىكند عزيزتر از مدينه ذليلتر را ، و مراد منافقان از عزيزتر ، خودشان بود و از ذليلتر ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و مؤمنان . خلاصهء سخن آنكه : نزول آيهء نفاق دلالت بر نفاق دارد ، اما عدم نزول آن دلالت بر عدم نفاق ندارد زيرا كه نزول آيه در شأن كلّ واحد از منافقان نبوده و كسى كه در شأن او نازل شده است به واسطهء هر مرتبه از مراتب نفاق نازل نشده ، و اما عدم منع از قرب عمر و عدم طرد او ممكن است كه - دور كردن او مثلا - لايق نبى صلّى اللّه عليه و آله نباشد زيرا كه چون از مهاجرينى بود كه قبل از قوت اسلام مسلمان شده بودند و بود كه غزوات و حروب را حاضر مىشد نزد قلّت اهل اسلام و ضعفشان پس اگر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله طرد و منع او مىكرد و حكم به نفاق او از او صادر مىشد به مثل اين امورى كه شناعت آنها نزد عامهء ناس ظاهر نيست بسا بود كه سبب نفرت ناس از اسلام مىشد به سبب توهم كردن ايشان كه اين امور كه از عمر ظاهر شده است منافات با رعايت مرتبهء رسالت ندارد ، پس طرد و منع او از اين كلمات از علامات سلطنت است ، چه شأن اكثر سلاطين عدم رعايت سابقهء حقوق است نزد شدت غضب به واسطهء ، بعض مراتب عقوق « 2 » . و اما بيان مرتبهء عمر به عمومات ظاهر شده است مثل : وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و غير آن ، و عدم بيان تفصيل را وجه همان است كه از عدم منع و طرد
--> ( 1 ) . منافقون ( 63 ) : 8 . ( 2 ) . سفينة النجاة : 231 .